طبیعت گردی و دوچرخه سواری گروه آسو در منطقه دره نویس (۲۶ مهرماه ۱۳۸۷)
دریافت و مشاهده تمام تصاویر در قسمت : ادامه مطلب
ادامه نگاره
صعود کوهنوردان جوان قمی به قله توچال (۱۸و۱۹ مهرماه ۱۳۸۷)
_025.jpg)
مشاهده و دریافت تصاویر در قسمت : ادامه مطلب
ادامه نگاره
بازدید اعضای باشگاه آسو از کاروانسرای دیرگچین (۱۹ مهرماه ۱۳۸۷)
این برنامه با حضور ۴۷ نفر از اعضا و میهمانان باشگاه کوهنوردی آسو، جمعی از خبرنگاران و عکاسان مطرح استان (به ویژه اساتید محترم آقایان سلیمانی و ملاقلی پور از فیلمسازان برجسته) برگزار شد... (ادامه گزارش، توضیحات و تصاویر برنامه در ادامه مطلب )
مشاهده و دریافت تصاویر در قسمت : ادامه مطلب
ادامه نگاره
چون من تو نیز تنها ماندستی
ای فصل فصلهای نگارینم
پائیزم ای قناری غمگینم
خنکای نسیم که از پنجره نیم باز اتاقت به داخل خزیده و آنرا چهارتاق باز کرده آرام صورتت را می نوازد و خواب را از چشمانت میراند و با وسوسه تن سپردن به سرمای صبحدم پاییز و غوطه ور شدن در خلسه وهم آلود صبحگاهی پاییز از بستر گرم شبت بیرون میکشد.
پالتو بر دوش آرام پابیرون می نهی .سیلی سرد و سرمای سیلی هوای گرگ و میش و ابرگرفته صبح خمودگی را از چهره ات میزداید.آرام قدم در راه می نهی .چند قدمی نرفته ای که وسوسه شنیدن سمفونی خش خش برگها تو را به سمت درختهای کنار خیابان می کشاند که اکنون خودرا تسلیم بادو باران کرده اند و در خلسه سرمای پاییزی فرو میروند تاتازیانه زمستان یادآور دوری بلبلانش باشد.لحظه ای چشم هایت را میبندی و آرام و آهسته قدم بر برگها می نهی و گوش میکنی و گوش میکنی . گوئی هر شکنی که بر برگی می افتد و ناله اش بر میخیزد زخمه ای است بر تار وجودت . نم قطره ای روی گونه بخودت می آورد. بی آنکه سر بلند کنی ابرو بالا می کشی و چین به پیشانی می اندازی تا آسمان را ببینی که اکنون گرفته تر به نظر میرسد .لحظه ای فکر باران قدمهایت را کند میکند . باید راه کج کنی و بازگردی . اولین قدم را که در راه بازگشت می نهی به گرمای خانه و استکانی چای داغ می اندیشی.
گربه ای کنج پیاده رو می کوشد تا در پناه دیوار خود را از سرمای صبحدم پائیز برهاند.قطره بارانی روی گونه دیگرت می چکد.قطره دیگری روی بینی ات سر می خورد و آنرا می خاراند.گوئی با شوخ طبعی به تو هی میزند که تا مثل موش آب کشیده ات نکرده زودتر به خانه برسی . یقه پالتورا بالا می دهی و قدمهایت را تندتر می کنی .حالاتصویرفنجان چای داغ جلوه بیشتری یافته .
چون من تو نیز تنها ماندستی
ای فصل فصلهای نگارینم
پائیزم ای قناری غمگینم
خنکای نسیم که از پنجره نیم باز اتاقت به داخل خزیده و آنرا چهارتاق باز کرده آرام صورتت را می نوازد و خواب را از چشمانت میراند و با وسوسه تن سپردن به سرمای صبحدم پاییز و غوطه ور شدن در خلسه وهم آلود صبحگاهی پاییز از بستر گرم شبت بیرون میکشد.
پالتو بر دوش آرام پابیرون می نهی .سیلی سرد و سرمای سیلی هوای گرگ و میش و ابرگرفته صبح خمودگی را از چهره ات میزداید.آرام قدم در راه می نهی .چند قدمی نرفته ای که وسوسه شنیدن سمفونی خش خش برگها تو را به سمت درختهای کنار خیابان می کشاند که اکنون خودرا تسلیم بادو باران کرده اند و در خلسه سرمای پاییزی فرو میروند تاتازیانه زمستان یادآور دوری بلبلانش باشد.لحظه ای چشم هایت را میبندی و آرام و آهسته قدم بر برگها می نهی و گوش میکنی و گوش میکنی . گوئی هر شکنی که بر برگی می افتد و ناله اش بر میخیزد زخمه ای است بر تار وجودت . نم قطره ای روی گونه بخودت می آورد. بی آنکه سر بلند کنی ابرو بالا می کشی و چین به پیشانی می اندازی تا آسمان را ببینی که اکنون گرفته تر به نظر میرسد .لحظه ای فکر باران قدمهایت را کند میکند . باید راه کج کنی و بازگردی . اولین قدم را که در راه بازگشت می نهی به گرمای خانه و استکانی چای داغ می اندیشی.
گربه ای کنج پیاده رو می کوشد تا در پناه دیوار خود را از سرمای صبحدم پائیز برهاند.قطره بارانی روی گونه دیگرت می چکد.قطره دیگری روی بینی ات سر می خورد و آنرا می خاراند.گوئی با شوخ طبعی به تو هی میزند که تا مثل موش آب کشیده ات نکرده زودتر به خانه برسی . یقه پالتورا بالا می دهی و قدمهایت را تندتر می کنی .حالاتصویرفنجان چای داغ جلوه بیشتری یافته .
صعود اکتشافی به قله سرسفید (۵ مهرماه ۱۳۸۷)
یک صعود دلچسب و سرعتی و اکتشافی دو نفره با حضور دوست خوبم حسین محمدی و خودم (محمد زینلی پور) از مسیر شمالی قله سرسفید بلند ترین کوه تیغه ای منطقه راونج (اصفهان) با بلندی حدود ۲۷۰۰ متر، که برای اوین بار توسط خودمون صعود شد !
_014.jpg)
دریافت و مشاهده تصاویر برنامه در قسمت : ادامه مطلب
ادامه نگاره
سنگنوردی اعضای گروه های وتوس و آسو در ارتفاعات جاسب (۲۹ شهرویور ماه ۱۳۸۷)
دانلود و مشاهده تمام تصاویر در قسمت ادامه مطلب
ادامه نگاره

