غارنوردی گروه کوهنوردی وتوس در غار کهک (۲۶ شهریور ماه ۱۳۸۸)
گزارش برنامه به روایت : سعید علیمحمدی
سرپرست : مهدی مصطفلو
اول خیابان خاکفرج ساعت نه شب، مبدا همیشگی کوهنوردان قم بود. بر خلاف دیگر برنامه ها، بچه های وتوس و همنوردان میهمان به موقع آمده بودند، اما حرکت کمی دیر صورت گرفت و انتظار نیم ساعته ما را لبخند ملیح آقای واشیان، رانندۀ محترم گروه که خود دیگر جز کوهنوردان محسوب می شود از یاد برد. اضافه کنم که گروه دیگری از قم نیز همزمان با گروه وتوس برنامه غار را در پیش داشتند که این هم زمانی رقابتی را سبب شد.
مقصد ما به سمت غار کهک بود، روستایی در حوالی دلیجان. (با کهک قم، نوفل لو شاتو سابق اشتباه نشود). از سلفچگان گذشتیم. نرسیده به دلیجان به سمت راست گردش کردیم و در منطقه ای به نام سیمان دلیجان به سمت روستای کهک شتافتیم. پیدا کردن روستا به پازلی می مانست. بالاخره در ساعت ۱۲:۱۵ شب پای کوه رسیدیم، آسمان آخر ماه واقعا دیدن داشت و انسان را مبهوت خود می کرد، ولی هدف ما غار بود و حسرت دیدن آسمان را به فرصت دیگری موکول کردیم. حدوداْ پنج دقیقه تا روزنۀ تنگ و تاریک غار بر سینۀ کوه فاصله بود. کارگاه آماده شد و «غارنوردان» یکی یکی وارد شدند و در ربع ساعت نوزده نفر را در خود محبوس کرد و این احساس به انسان دست می داد که زمین او را بلعیده است. حفره ای نمور با ارتفاعی حدود شش متر، خنک و تاریک با قندیلهای آهکی آویزان. در این لحظه رمان «در اعماق زمین» اثر ژول ورن را در ذهن تداعی می کرد.
به راه افتادیم. کف غار شبیه رودخانۀ خروشانی بود که سرچشمه اش خشک شده بود. لغزندگی کف غار یا شاید بهتر باشد بگویم صخره های غار بسیار نمناک و لغزان بود. از چندین حفرۀ کوچک و بزرگ و گاهی چند سیلندر(استوانه) گذشتیم تا به دالانی که اسمش را «تالار بار عام» می گذارم رسیدیم؛ مکانی که به آغازی دوباره شباهت داشت. در انتهای این دالان، صخره ای بزرگ با دو روزنه در دو سوی آن قرار داشت. از روزنۀ سمت چپ، گروه کوهنوردی دیگری در حال عبور بود. بنابراین روزنۀ سمت راست را بر گزیدیم. با کمک طناب یک به یک بالا رفتیم (البته برای من به خاطر لغزندگی کمی دشوار می نمود) و دوباره دو حفرۀ کوچک و بعد «گلوگاه غار»، جایی به طول حدود سه متر، پهنای آدمی با سایز نود و زاویۀ 65 درجه. این جا بود که واقعا احساس کردم در گلوی غار هستم. به اتفاق دو دوست هم نام (آقا شهابها) و دوست شفیقم تن به بازگشت دادیم و دیگران هم چنان ادامه می دادند و عجایب نهفته در ادامۀ غار برایم پوشیده ماند.
در ساعت 4:15 سینۀ کوه روشن شد. پرتوهای نور یکی پس از دیگری از روزنۀ غار بیرون می آمدند. و متوجه شدم که همنوردانم خوراک لذیذی برای زمین نبوده اند.
در صحبتهایی که پیرامون غار می شد، خبر از کشف راه جدیدی بود که منجر به زودتر رسیدن و بازگشت سریعتر گروه وتوس از گروه مذکور شده بود. ساعت پنج و ربع حوالی سلفچگان سحری بدون چای و مسواک را صرف کردیم و در ساعت شش و سی دقیقه به قم رسیدیم.
غار پیمایی شبانه گروه وتوس
برنامه غار نوردی غار کهک در شبانگاه پنج شنبه ۲۶/۶/۸۸ به سرپرستی اقای مهدی مصطفلو برگزار خواهد شد .برای ثبت نام و اگاهی از شرایط و لوازم مورد نیاز برنامه با روابط عمومی گروه تماس برقرار کنید.
تلفن ثبت نام برنامه ها : 7737310 (0251) و 09322513644 آقای مدادی
صعود شبانه به قله برف انبار (۱۲ شهریور ماه ۱۳۸۸)
به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، طبق روال سال های گذشته گروه های کوهنوردی استان قم در سحرگاه ۱۳ شهریور ماه ۱۳۸۸، دومین آدینه ماه (۱۴ رمضان المبارک) و در آستانه میلاد دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام حسن مجتبی (ع)، در قالب یک صعود شبانه موفق به فتح قله ۳۱۵۰ متری برف انبار، بلند ترین قله استان قم شدند.
در این برنامه گروه کوهنوردی وتوس با حضور پرتعداد ۵۰ نفری اعضا خود بار دیگر توانست برگ زرینی در تاریخ کوهنوردی استان قم رقم زند. این صعود شبانه که ده ها نفر از کوهنوردان استان را پذیرا بود، به ترتیب و بر حسب تعداد نفرات اعضای شرکت کننده، گروه های کوهنوردی : وتوس، جانبازان، استانداری، آرمان سپید، مهر و عارف شرکت داشتند...

ادامه مطلب و مشاهده تصاویر برنامه در ادامه نگاره
ادامه نگاره

