صعود مشترک کوهنوردان قم، ساوه و تفرش به قله کوجه در یک برنامه فنی - زیبا و خاطره انگیز ( ۱ آذر ماه ۱۳۸۷ )
گزارش برنامه به روایت : بنت الهدی ارژنگ
همه ما هر کدام از روزهای هفته را به انجام کار خاصی اختصاص میدهیم و برای آن برنامه ریزی می کنیم. جمعه برای کوهنوردها روز خاصی در هفته است که بعد از چند روز انتظار کوه آغوشش را برای آنها باز میکند.
این هفته هم طبق تقویم پیش بینی شده گروه و بعد از انجام هماهنگی های لازم عازم فتح قله کوجه (ارتفاع3141متر) از ارتفاعات تفرش واقع در استان مرکزی شدیم. بچه های گروه ساعت 5:3 در میدان مطهری جمع شدند. دوستان دیگر هم در بین راه ماحق شدند. بالاخره 14 نفر از اعضای تیم ساعت 6:30 قم را با یکدستگاه مینی بوس ترک کردند. اعضا شامل آقایان: مصطفی لو ، الفتی ، مدادی ، زینلی پور ، وحیدی شاد ، همتیان ، مسرور، احمدی ، علیزاده و خانم ها: رضائی خواه ، نظری ، ارژنگ ، حیدری و مصطفی لو بودند. سرپرست برنامه آقای مدادی بودند.
ساعت 8 مینی بوس متوقف شد و پا به منطقه ای به نام لالائین گذاشتیم که دوستان دیگرمان در گروه زیبا دلان تفرش و یاقوت ساوه انتظارمان را میکشیدند. بعد از سلام و احوالپرسی و تعیین جلودار و عقب دار گروه توسط سرپرست، سریع به راه افتادیم و برنامه معارفه را برای زمان صرف صبحانه گذاشتیم.هوای منطقه به شدت سرد بود و بیشتر بچه ها از همان ابتدا لباسهای گرم خود را به تن کردند. مسیر در میان دره ای با چشم اندازی زیبا طی شد. دریاچه ای که با وزش باد موج برمیداشت ، زمین های خیس و گلی به دلیل ریزش برف، آبشارهای کوچکی که از آب شدن برفها از میان سنگها جاری شده بود و درختانی عریان که در میان سنگ ها خود نمائی میکردند. بعد از حدود یک ساعت و نیم پیمایش مسیر و البته عبور از مسیری سنگی که تجارب سنگنوردی را به یاری میطلبید به محل استقرار جهت صرف صبحانه رسیدیم. بچه های هر سه گروه دوستانه در فضائی که آمیخته با شعر و آواز خوانی بود در کنار آتش صبحانه را خوردند.و بعد هم یک چای ذغالی که به همت آقای رمضانی سرپرست گروه ساوه تهیه شده بود مکمل صبحانه شد. بعد یک ساعت صرف صبحانه و استراحت با معارفه اعضای سه گروه مجدد به راه افتادیم. هر چه جلوتر میرفتیم مسیر سنگین تر می شد. بیشتر مسیر سنگی بود و باید از سنگ ها صعود میکردیم. سنگ ها سرد و یخ زده بودند و این کار را سخت تر میکرد والبته هیجانی دو صد چندان به برنامه داده بود. حتی صعود از این سنگها هم نمی توانست جلوی شوخی و آواز خوانی بچه ها رابگیرد. خواندن آواز به زبان محلی و شوخی ها و طنازی های اعضای گروه سختی مسیر را آسان نمود. نزدیک قله باد شدیدی وزیدن گرفته بود که ختی عده ای از بچه ها به شوخی تصمیم گرفتند تا تعدادی از سنگ ها را داخل کوله بگذارند تا مبادا باد نبردشان!! با کمک و مساعدت سرپرست گروه و سرپرست تیم و مسئول فنی تیم مسیر های صعب و سنگی به سلامتی طی شد و ساعت 1 قله تسخیر گام های استوار بچه ها شد. طبق برنامه معمول عکس های یادگاری گرفته شد و بعد از یک استراحت نیم ساعته فرود آغاز شد. فرود از جبهه دیگری که منتهی به منطقه ای به نام گیان بود آغاز شد. مسیر فرود خیلی سریع و آسان طی شد. ساعت 3:30 به زمین های کشاورزی رسیدیم و در آلاچیق های که آنجا بود مستقر شدیم و بچه ها مشغول خواندن نماز و آماده کردن نهار شدند. دوستانمان در گروه زیبادلان خداحافظی کرده و از ما جدا شدند و به سوی شهرشان عزیمت کردند. بعد از خوردن نهار و یک پیاده روی 10 دقیقه ای به ماشین رسیدیم و با دوستانمان در گروه یاقوت ساوه نیز وداع کردیم. ساعت 4:30 ماشین به سمت قم حرکت کرد. ساعت 6 وارد شهر شدیم و دوستان در بین راه یکی یکی خداحافظی کردند. در فکر نوشتن گزارش برنامه بودم که رسیدن یک اس ام اس رشته افکارم را پاره کرد و بعد از خواندن اس ام اس تصمیم گرفتم آن را به عنوان حسن ختام گزارشم بنویسم.
وقتی از روی زمین به آسمان نگاه می کنی همه چیز را کوچک می بینی، پرنده ها ، ستاره ها ، خورشید ، ماه و ..
وقتی از آسمان به زمین نگاه میکنی همه چیز را کوچک می بینی، دریاها، کوه ها ، آدم ها و … ولی وقتی جائی هستی مثل قله یک کوه از هر دو طرف کوچک دیده می شوی. اما نگران نباش چون فقط آدمای محکم و با اراده
به چنین جائی می روند و تحمل چنین نگاهی را دارند.
نویسنده : بنت الهدی ارژنگ
تصاویر برنامه :
(برای مشاهده عکس ها رویشان کلیک کنید)
دریافت تمامی تصاویر ذیل در یک فایل فشرده : دانولد فایل زیپ (لینک غیر مستقیم)
[...] sGallery_Kouje-067.jpg 89 KB |
[...] sGallery_Kouje-016.jpg 103 KB |

